وقت تنهاییت
کنار پنجره بخار گرفته
یک استکان چای داغ مهمان منی ... نوش جان چای رفاقت من همیشه تازه دم است ....!!!

گفت :کدام راه نزدیک تر است ؟
گفتم : به کجا؟
گفت : به خلوتگه دوست !
گفتم : تو مگر فاصله ای میبینی بین دل و آنکس که دلت منزل اوست ؟؟؟

ما پیغام دوستیمان را با دود به هم میرسانیم
نمیدانم آن سو برای تو تکه چوبی هست یا نه؟!؟
من که این سو جنگلی را به آتش کشیده ام ...

وقتی اشک در چشمان توست ، میتواند آنرا تبدیل به لبخند کند

اینک که خالق هستی،
فتح قله تطهیر و عبادت را در عید فطر برما ارزانی داشت ،
شاد و خجسته باد بر شما عزت نفس و همنشینی با خدا
عید سعید فطر بر مسلمین جهان مبارک باد
التماس دعااااااااااااا

گذشت آن زمان کهنه دیدار
قطار می رود ….
تو می روی …..
تمام ایستگاه می رود …………
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ، در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
آخرین حرف تو چیست؟
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای
خرد شدن غرورش رانشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
از چه بنویسم؟؟
از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟
از چه بنویسم....
.: Weblog Themes By Pichak :.


